بیقرار

فطرتم...

چهارشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۱۰ ب.ظ

با نگاه معصومانه اش می خندید و می گفت "من مرگ نمی گم.."

یکی از کلاس اولی های شهرمان...

از بچگی مهربانی و دل معصومش دلت را می برد، یکی از فرشته های زمینی..

شب 22 بهمن 95....

دارد دل سفید و مهربانش نقش نقش می شود از آنچه می آموزد و تار و پود وجودش با کلافهای رنگارنگ کم کم گره گره می خورد تا قالی زیبای زندگیش آرام آرام  بالا برود...

چقدر نقش ما بزرگترها در گره گره های وجودش مهم است

بنگر که چه نقش می زنی بر آسمان آبی فطرت جانش

عاقبتش را ببین.. دختری شجاع و محکم تربیت می کنی یا منعطف و شکننده...

دوست عزیز هم نسلی من... دست دخترت را با دستان مهربان و دل محکم خود همراهی کن در این سفر پر فراز و نشیب به سوی کمالش.. دلت را به بهترین ها قرص کن و تکیه گاهش را بهترین دستور العملها قرار بده که دینمان همه اش را دارد... هم دل خودت آرام می شود و هم کودک و نوجوان دل بندت رشید و استوار بزرگ می شود و مایه مباهات و افتخار تو و جامعه و دینت..

حیف گاهی ما بزرگترها به خاطر اعتقادهایی که از اساسش اطمینان نداریم و از رسوخ نگاه داخلی های بی بصیرت یا نیش های دشمن نابکار به پیکر ایمان و اعتقادمان ناخواسته می خوریم، انچه نباید بشود می شود...

وقتی به او آموختی که مرگ نگوید، دشمن را از خاطر بردی؟

امامی که می گفت امید من به شما دبستانی هاست... امامی که می گفت آمریکا شیطان بزرگ است..

و ما مرگ بر آمریکا را فراموش نمی کنیم.. همو که رییس جمهور جدیدش چهره ای بی نقاب از چهره منحوس آمریکا را به نمایش گذاشته است..

وقتی نباید مرگ بگوید، وقتی او را راهپیمایی نمی برید، و... و انقلابی بارش نمی آورید.......

ببینید چه می شود؟ و چه برداشت می کنید؟

 

حواسمان به فطرت های پاک باشد...

بگذاریم کودکانمان با فطرت پاک حود رشد کنند... فطرتشان را دستکاری نکینم

 

 

 ****************************************

پی نوشت:

*      تلنگر و تذکری بود برای خودم که باید حواسم بیشتر باشد......

*    برایت دعا کردم، قطرتت در هجوم اتفاقها پاک بودنش در غبارها مخفی نشود..

 

  • بی قرار

نظرات  (۱)

وقتی کودک معصوم از یه بچه کوچیکتر از خودش دایما کتک میخوره ولی دلش نمیاد اونو بزنه یا چیزی بگه و فقط معصومانه گریه میکنه نمیدونی باید فطرتشو خراب کنی و بگی تو هم بزن یا بگی همینطوری معصوم بمون:-(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی