بیقرار

۱۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۰
خرداد

 

الهی! لم اسلط  علی حسن ظنی قنوط الایاس

و لا انقطع رجائی من جمیل کرمک

 

خدای مهربان من! روح نومیدی را بر گمان نیکم سایه مینداز

و رشته امیدم را از زیبایی لطف و کرمت منقطع مگردان



  • بی قرار
۲۹
خرداد


  • بی قرار
۲۸
خرداد

عجب چیزی به تورم خورد در این شرایط و حال و هوای ما (عجب..) :

 

با این خدا زندگی کن، به او ایمان بیاور، قبولش کن، باورش کن، به او تکیه کن. ایشان اخلاقش این‌طوری است که [تو را] تا مرز ناامیدی می‌بَرد، با این خدا زندگی کن، به این خدا ایمان بیاور...

با خدای گهوارۀ موسای رود نیل، با خدای یوسف تهِ چاه، با خدای ابراهیمِ در دلِ آتش، با خدای اسماعیل تنهای در مکان لم‌یزرع، با خدای هابیل مقتول و قابیل مسلّط...



  • بی قرار
۲۵
خرداد

چقدر اتفاقات با سرعت عجیب، پشت سر هم در جهان، حواسمان را جمع کرده است به خود؟!

اتفاقاتی که گویا پرده ای از حوادث آخر الزمان را نشانمان دادند، چراغ زردی بود...


 - گروه ملعون و تکفیری داعش

   که با این دو خصلت عجینند:1- خون ریزی با وحشیانه ترین حالت ممکن!

                                     2- شهوت عجیب جنسی به هر صورت که باشد!

(نوشتنش هم برایم سخت و شرم آور است،خدایا )


 - پس ذهن می آورد حوادث زمان ظهور سفیانی را

 - مسلمانان مظلوم عراق و سوریه و ...

 - ....


به تنگ می آید دلها...


اگر یک وقت بگویند چندان به ظهور باقی نمانده است، چقدر آماده ایم؟!


ظهور ناگهان اتفاق می افتد....


به توصیه استادبزرگوار:


تذکر مهم


این روزها دعای معرفت (در غیبت )امام زمان علیه السلام را که در انتهای مفاتیح آمده با دقت جدی در معانی و ترجمه و مفاهیم مطالعه کنیم.

با این عبارت شروع می شود: اللهم عرفنی نفسک...


  • بی قرار
۲۲
خرداد

کم کاری کرده ای؟!

سخن صواب و سنگینی بود که از الطاف تذکرات استادعزیزوبزرگواری، بر سرموضوعی، ازعصر به اندازه ی یک گردان سرباز، محکم در ذهن رژه می رود..

و به قول عزیزی، وجدان نداشته ی ما!، به چه عذابی دچار...

و در آستانی نیمه شعبان بیچاره ی بیچاره تر می کند این حرف اگر ته و قعرش را برای خود تفسیر و حلاجی کنی و....

از شرمندگی در حضور امامت متلاشی هم شوی کم است....

(که حواسم نبود در فلان و فلان مورد، سنگ های دیگران، به چشم آمد و هر چند به صورت طبیعی انرژی می گیرد اما استقامت جدی لازم است و اینها مرا از خدمت در محضر امام و خوشنودی او و اثرگذاری جدی دور می کند، حرکت به جلو را متوقف و در جایی عزیز دیگری را هم درگیر در پیش برد برنامه اش...)

***

حواسمان اگر سرگرم قصه های ساخته و پرداخته ی روزگار شود، غفلت گریبانمان را می چسبد...

سدهای  ناصواب را باید شکست و الا درگیر مشکلاتی خواهیم شد که سایه اش سالها ما را از آفتاب محروم می کند....


  • بی قرار
۲۰
خرداد

استاد بزرگواری به نکات ظریفی اشاره می کرد:


محبت و احترام

جانا سخن از زبان ما می گویی...

از پایه ها و پی های مهم مسائل تربیتی، همه جوره است


-         - محبتی که پشت بند آن تکلیف می آورد

-            - احترامی که شخصیت می بخشد


آآری

کودک و نوجوان ما از محبت صحیح سیراب شود، به او احترام گذاشته شود، کم نمی آورد، به جان شما!

رو به رشد می شود :) به جان شما!

محبت و احترام، مثال تار و پود زره آهنین می ماند، مقاوم می کند، ضربه ها را بر جانش کم اثر یا بی اثر می کند،

توکل و تلاش را که ضمیمه ی همیشگی این پی های ساختمانی وجودش هم کند، این پله های تعالی، و امانت دستان شما....  

گیر و درگیر دامهای دلفریب و تار عنکبوتی مرئی و نامرئی جامعه، فضای سایبری، دشمن و نامردیهای روزگار نمی شود... دچار نیازهای کاذب در دنیای حقیقت و مجاز نمی گردد...

خود را، جایگاه خود را، کرامت خود را، استعدادهای خود را زودتر می شناسد، می یابد

ایمانش، اعتقاداتش دستخوش طوفان هم شود، دستش به

مصباح الهدی و سفینه النجاه ها که باشد، نگران غرق شدنش نخواهید شد...

پدر و مادر دلسوز و عزیز، حواسمان باشد هم به ارتباط های کلامی و رفتاری بین خود و هم با گلهای نازنین زندگیمان

گاهی در اثر نگرانی زیاد، گاهی در اثر محبت زیاد از حد طبیعی، گاهی بر اثر آرمان نگری و توقعات دور از استعداد و توانمندی، گاهی در اثر روش های سخت و صعب العبور،گاهی در اثر چهار چوب های زیااادی که دست و پای تعالی و رشد را طناب پیچ می کند،

دچار حسرت نشویم که آه و فغان این است و آن شد،


حواسمان باشد،

محبت و احترام را نشان کودکانمان دهیم، بیانش کنیم که اگر از اعماق جان باشد، بر دل صاف و پاک کودک و نوجوان و جوانمان می نشیند، قشنگ هم می نشیند...

دریغش نکنیم

==============

پ.ن:

به بهانه ی خواهر کوچکم کیمیا بصیر، که در طی جلسه مصاحبه، متوجه شدم درگیر صورتی از این حکایت شده، این قضیه ترغیبم کرد تا این مطلب نگاشته شود و همچنین یادآور حکایت های مشابه در محیط اطراف شد تا پررنگ تر به این مسئله توجه شود...

  • بی قرار
۱۸
خرداد

 

                              ساعت دو نیمه شب یکشنبه 18 خرداد!


طی یک فقره عملیات بی خوابی شبانه! حال زار و نزار به لطف مهربان ترین جانی دوباره گرفت، الهی شکر

آخر هم گذارمان افتاد به صفحه ی بیقراری ها!

یادم آمد طی یک نظر برای مطلب یکی از همسنگران گرامی در پاسخ برای بیقرار، آرزوی قرار کرده بود،

نمی دانم خواهد دید یا نه در هر حال تقدیم به ایشان اینکه:

دنیا محل قرار نیست چگونه قرار یابم...

***

شب هم عجب خلوتگاه و عالمی رازگونه دارد برای خودش...

بماند که عجب می چسبد در تاریکی و آرامش شبانه زیر آسمان آذین بسته شده او ساعتهای ساعتها قدم بزنی و سفره فکر و دل را برای او که همیشه بیدار است , و همه چیز را ناگفته می داند باز کنی و حالش را ببری که شش دونگ حواسش را داده است به تو که بشنود...،

(ناگهانی رایحه خوش شبهای دوکوهه جاری شد در این خلوتگاه چند ساعته، یادش بخیر زیر آسمان نورانیش...)

و در این بی خوابی و گشت و گذاری کوتاه در لایه های بافته شده ی صفر و یک، نصیبمان شد به قول عزیز بزرگواری امانتی ای، جان دار و پر مغز که حیفم آمد نگذارمش در این فضای بی روح مجازی تا به عنایت صاحب کلماتش، روح کلام بر جان مخاطب بنشیند:

 


بدان ، خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست ، به تو اجازه ی درخواست داده ، و اجابت آن را بر عهده گرفته است .

تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند ، درخواست رحمت کنی تا ببخشاید ، 

و خداوند بین تو و خودش کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند ، 
و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری ، 

و در صورت ارتکاب گناه دَرِ توبه را مسدود نکرده است ،
در کیفر تو شتاب نداشته ، و در توبه و بازگشت ، بر تو عیب نگرفته است ،

در آنجا که رسوایی سزاوار توست ، رسوا نساخته ، و برای بازگشت به خویش شرایط سنگینی مطرح نکرده است ، 

در گناهان تو را به محاکمه نکشیده ، و از رحمت خویش نا امیدت نکرده ، بلکه بازگشت تو را از گناهان نیکی شمرده است .

هر گناه تو را یکی ، و هر نیکی تو را ده به حساب آورده ، و راه بازگشت و توبه را به روی تو گشوده است .

هرگاه او را بخوانی ، ندایت را میشنود ، و چون با او راز دل گویی ، راز تو را میداند ،

پس حاجت خود را با او بگوی ، و آنچه در دل داری نزد او بازگوی ، 
غم و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح کن ، تا غم های تو را برطرف کند و در مشکلات تو را یاری رساند ...

 

نامه ی 31 نهج البلاغه


 

  • بی قرار
۱۶
خرداد

بعضی وقتها چقدر حرف داری برای گفتن،

اما

بعضی حرفها را " نباید زد" ،  بعضی حرفها را " نباید خورد"


بیچاره دل!


چه می کشد میان این "زد" و "خورد" ...!


*****

در این میان زمانی که درون می جوشد و فوران می کند، وقتی خروجی برای سرریز شدن نمی یابد، دل مچاله ی مچاله می شود و .... ،

بیچاره دل بابت حرف های گفتنی که نگفته است.....


*****

پ.ن:
یا ارحم الراحمین اغثنا...
  • بی قرار
۱۵
خرداد

برایم از بازار بغض خوب بخرید!

 این بغضی که من دارم، هر روز می شکند!

می شکند، بی آنکه قطره ای از چشمانم بریزد!

روزی دو صد بار نابود می شوم با این بغض.....



  • بی قرار
۱۵
خرداد

الهی! ان کنت غیر مستاهل لرحمتک، فانت اهل ان تجود علی بفضل سعتک...

 

مولای من! اگر نه من شایسته ی رحمت توام، اما تو شایسته ی کرامت و بخشیدنی،

و باران فضل تو، باریدنی ست...


  • بی قرار