بیقرار

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۵ ثبت شده است

۰۸
آبان

لبریز تر از همیشه "نبودنت" را در درون به طوفان نشسته ام.. 

ای گوهر ناب تکرار نشدنی زندگیم...

***


پی نوشت:

هیچ وقت فکرنمی کردم روزی اینگونه نداشته باشمت...

هوای اتاق داشت خفه ام می کرد،پنجره را گشودم تا نفسی بالا بیاید، سردم شد،نزدیک به لرز،اما دوست نداشتم پنجره را ببندم، سردی هوای نبودنت مرا با خود برده است... 

  • بی قرار
۰۸
آبان

به یاد شاعر گرانقدری که روزگاری شعرهای ارزشمندش را زیرورو می کردم.. 



باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسمها را می خواند:
اصغر پورحسن
پاسخ آمد : حاضر
قاسم هاشمیان
پاسخ آمد : حاضر
اکبر لیلا زاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
بار دیگر هم خواند
اکبر لیلا زاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
همه ساکت بودیم
جای او اینجا بود
اینک اما تنها
یک سبد لاله سرخ
در کنار ما بود
لحظه ای بعد ٬ معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود
زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت
همه پاسخ دادیم : حاضر!
ما همه اکبر لیلا زادیم


"قیصر امین پور"

  • بی قرار
۰۱
آبان
می خواست از استادش راهنمایی بگیرد... 
هنوز استاد نبودند تا ببینند، جملاتش به ترتیب اینگونه ادیت شده بود ونهایت سومی رافرستاده بود:

1- کی دنیا تموم میشه؟ 
2- آدمها وقتی درطوفانن، یا گم میشن، چه میکنند؟ 
3- راه و روشه تغییر وتحول صحیح....، چیه؟ 

تحول........
  • بی قرار